السيد مرتضى العسكري

287

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ * وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ * فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * او به هنگامى كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد ؛ ناگهان دو مرد را در حال درگيرى ديد ؛ يكى از پيروان او بود ، و ديگرى از دشمنانش . آنكه از پيروان او بود در برابر دشمنش از وى كمك خواست ؛ موسى مشت محكمى بر سينه او زد و كارش را ساخت . گفت : اين از عمل شيطان بود كه او دشمن گمراه‌كننده آشكارى است ! [ سپس ] گفت : پروردگارا ! من به خويشتن ستم كردم ؛ مرا ببخش ! خداوند او را بخشيد ، كه او بخشنده بخشايشگر است . عرض كرد : پروردگارا ! به شكرانه نعمتى كه به من دادى ، هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود ! موسى در شهر ترسان و مراقب بود كه ناگهان ديد همان كسى كه ديروز از او يارى خواسته بود فرياد مىزند و از وى كمك مىخواهد ؛ موسى به او گفت : راستى را كه تو گمراه آشكارى . و هنگامى كه خواست با كسى كه دشمن آن دو بود درشتى نمايد ، گفت : اى موسى مىخواهى مرا بكشى همان گونه كه ديروز انسانى را كشتى ؟ ! تو تنها مىخواهى جبّارى در روى زمين بوده و نمىخواهى از مصلحان باشى ! [ در اين هنگام ] مردى با سرعت از دورترين نقطه شهر آمد و گفت : اى موسى ! سران قوم براى كشتن تو نقشه مىكشند ؛ بيرون شو كه من از خير خواهان تو هستم ! موسى ، درحالىكه ترسان و مراقب بود ، از شهر بيرون رفت ، گفت : پروردگارا ! مرا از اين قوم ستمگر رهائى بخش . « 1 » كار موسى عليه السّلام - كشتن قبطى - اثر و دنباله دنيائى داشت كه همان طرح كشتن او به وسيله فرعونيان بود .

--> ( 1 ) - قصص / 15